زمان‌که هم‌سنگر پیکاسو بودم


امتیاز اقتباسی بودن اثر

زمان‌که هم‌سنگر پیکاسو بودم - _

0.00 میانگین امتیاز0 آرا
مجموعه:مجموعه‌ی بچه محل نقاش‌ها
ناشر:هوپا
ژانرها:زندگی‌نامه, فانتزی, تاریخی
نویسنده:
نوبت چاپ 3
سال انتشار 1397
قیمت(ریال) 250000
تیراژ --
تعداد صفحات:163
صحافی جلد نرم
ISBN13:9786008869115

این قصه با محوریت چند نوجوان که خاطرات یا چه بسا قصه های دایی بزرگه (برادر مادربزرگ) خود را در دوران نوجوانی می خوانند، برگردانی است به زبان ساده از زندگی نقاشان شهیر جهان که با چاشنی طنز بر بستری تاریخی روایت می شود.

 

قصه چهار نوجوان به نام های مانی و مینا و پریسا و محسن که فامیل هستند و این بار با اجازه دایی سامان به گزارش های جنگی او دسترسی پیدا کرده و شروع به خواندن آن می کنند. قهرمان اصلی داستان؛ سامانِ نوجوان است که در هر جلد از کتاب بدون تمهید و منطق داستانی، سفری در زمان دارد و همنشین و همراه نقاشان شهیر می شود.

در جلد چهار این مجموعه کتاب؛ او با پیکاسو همراه شده و سفری در دل جنگ اسپانیا دارد برای انتقال آثار هنری موزه دل پرادو در شهر مادرید به مالاگا. شهری که زادگاه و خانه مادری این نقاش است و در این سفر همینگوی نیز آنها را همراهی می کند. همچنین در طول این سفر نقبی به دغدغه مندی و ملی گرایی پیکاسو و جرقه زدن ایده تابلوی معروف "گرونیکا" زده می شود.

 

این مجموعه قصه به واسطه آشنا کردن نوجوانان با نقاشان شهیر جهان در طول تاریخ می تواند مفید باشد چراکه خوانشی ساده و بی تکلف از نقاط اوج زندگی شخصی و هنری آنها دارد که بر اساس مستندات و با تکیه بر دانش هنری نویسنده بنا شده است. فقدان طراحی برای چرایی امکان سفر سامان در دل تاریخ هرچند می تواند سوال برانگیز باشد اما ویژگی قصه بودن کار را تشدید کرده و آن را بدل به داستانی می کند که از ذهن خلاق و داستان پرداز دایی سامان و تجربه های نوجوانی اش خلق شده است. نادیده گرفتن جزئیات منطقی سفر در زمان همچون اختلاف زبان و زمان، چگونگی امکانپذیر شدن این سفر فانتزی، ... و بسنده کردن به تفاوت فرهنگ، رفتار، لحن گویش و نهایتا لباس؛ نشان می دهد این بستر تنها بهانه ای برای جاری شدن قصه زندگی هنرمندان با زبان ساده و طنز برای کودکان و نوجوانانی است که کمتر با تاثیرگذاری این بزرگان در تاریخ هنر آشنایی دارند.

البته به تدریج در هر جلد؛ اطلاعات مستند و تاریخی ارائه شده در قصه به گونه ای مهم و جدی و تخصصی می شود که به نظر منطقی نمی آید سامان نوجوان در قصه زمان گذشته و یا چهار نوجوان در قصه زمان حال، این اشراف را به جزئیات و زوایای پنهان زندگی این نقاشان داشته باشند.

همچنین در جلد ۴ تلاش شده ایده مطالعه دزدکی دفتر خاطرات و یادداشت های دایی دچار تغییر شده و با تکیه بر تمهید خواندن گزارش جنگی دایی سامان با اجازه خودش، این روند تاحدی احیا شود. اما همچنان این نکته باقیست که در قصه زمان حال؛ کاراکترها غیرفعال و تنها شنونده خاطرات هستند و دخل و تصرفی در داستان و پیشبرد درام ندارند.

به همین دلیل و البته دلایل عدیده دیگر به نظر می آید قالب مجموعه انیمیشن برای این قصه مناسب تر باشد.

سامان نوجوان

پابلو پیکاسو

ارنست همینگوی

مارتا گلهورن: گزارشکر و نامزد همینگوی

دورامار: عکاس و همراه پیکاسو

مادر و خواهر پیکاسو

مانی، مینا، محسن و پریسا: خواهرزاده ها و برادرزاده های مادربزرگ در زمان حال

 

_

_

نظرات

بخش‌های علامت زده شده اجباری هستند. نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.