پایه سوم ادبیات و سینما در اقتباس، مخاطب است

در این که سینما و ادبیات در دوره‌های مختلف تاریخ، تأثیرگذاری‌های متعددی روی یکدیگر داشته‌، شکی نیست. ادبیات باعث شده داستان‌های بدیعی در سینما روایت شود و به مرور زمان ذخیره بزرگی از درام‌های غنی و آثار ماندگار در سینمای کلاسیک و سینمای جهان امروز جمع شده و باری تاریخ به یادگار گذاشته شده است. هر جا ادبیات (چه آنچه به شکل غنی در کشور خودمان داریم و چه آثار ادبی کشورهای دیگر) به کمک هنر هفتم آمده چه در داخل و چه خارج، توانسته نتیجه‌های مثبتی به جا بگذارد و خمیرمایه قصه را با همه تکنیک‌های روایی در اختیار سینما قرار دهد.

در عین حال سینما نیز تأثیرگذاری خود را نه تنها در ادبیات بلکه در زمینه‌های دیگر جامعه نیز به جا گذاشته است. سینما آیینه بزرگی است که می‌شود انعکاسی از واکنش به ادبیات را در آن مشاهده کرد. اهل قلم با بررسی مشاهده رویکرد مردم به نوع خاصی از سینما می‌توانند متوجه شوند در سطع وسیع، چه برخوردی با آثار اقتباسی آنها در جامعه می‌شود. هر دوی این حوزه‌ها جدا از یکدیگر در زندگی روزمره مردم نیز حضور دارند و تاثیر آنها را در گفت‌وگوها و معاشرت‌های روزانه احساس می‌شود.

با این همه در دهه‌های اخیر، این مخاطبان بودند که با استقبال خود از آثار ادبی یا سینمایی به نویسندگان و سینماگران فهماندند که چه می‌خواهند و نشان دادند چه ذائقه‌ای دارند. این مسئله به خوبی خودش را در آمار فروش یک کتاب یا فیلم چه در داخل مرزهای یک کشور و چه حتی در طیف جهانی، به نمایش می‌گذارد. با استقبال از یک نوع قصه یا کتاب، خود به خود به نویسندگان دیگر اعلام می‌شود مخاطبان چه نوع داستان‌هایی می‌پسندند و در نویسندگان دیگر نیز این انگیزه به وجود می‌آید که آثاری در همان حوزه خلق کنند.


این مسئله در سینما نیز صادق است و کارگردان‌ها و سینماگرها با رصد میزان استقبال از فیلم‌هایی که فروش بیشتری داشته، به درک مشخصی از خواسته مخاطبان می‌رسند و تلاش می‌کنند خواسته آنها را در آثار خود در نظر داشته باشند. تاثیر مخاطب امروز روی همه ما فعالان حوزه‌های سینما و ادبیات احساس می‌شود و قابل انکار نیست.

نظر شخصی من درباره سینما و فیلمسازی این است که ما باید تلاش‌ خود را روی این مسئله متمرکز کنیم که فیلم‌ها مخاطب عام بیشتری داشته باشد. این مسئله به این معنا نیست که حتما باید فیلم‌های عامه‌پسندانه زرد بسازیم، بلکه ساخت فیلم‌های باکیفیت خوبی که عموم مخاطبان یک جامعه را به خودش جذب کند، در عین اینکه به شدت دشوار است لذت‌بخش نیز هست. درباره مخاطب خاص حرفی نمی‌زنم چرا که سلیقه شخصی من می‌تواند با دیگر اعضای خانواده‌ام متفاوت باشد. بنابراین زمانی که از سینما به صورت کلی صحبت می‌کنیم، منظور سینمایی است که رضایت حداکثری عموم مردم را با خودش به همراه دارد. این سینما و این فیلمسازی همان چیزی هست که می‌تواند عمده مردم را به سالن‌های سینما بکشاند و با این کار چرخ این صنعت را بچرخاند و رونق آن را حفظ کند.

بنابراین، این مخاطب است که تأثیر اصلی خودش را روی همه ما می‌گذارد. بسیار پیش می‌آید کارشناسان و دست‌اندرکاران حوزه سینما و فیلمسازی بعد از آشنا شدن با محتوای داستانی یک فیلم می‌گویند خوب نیست و کیفیت مناسبی ندارد یا به هر دلیلی مورد نظر آنها نیست، اما بعد از اینکه فیلم روی پرده‌های سینما به نمایش درمی‌آید، می‌بینیم فروش گیشه‌ای بسیار موفقی داشته و مردم و خانواده‌ها را به تماشا کشانده است. این مسئله مختص سینمای داخلی نیست و نمونه‌های خارجی زیادی هم دارد.

در نتیجه این به زیرکی ما برمی‌گردد که تصمیم بگیریم از چه ادبیاتی برای جذب مخاطب استفاده کنیم و چه نوع ادبیات داستانی را در محصول تصویری خود تلفیق کنیم تا بهترین نتیجه را از آن دریافت کنیم. ساخت فیلم موفقی که به لحاظ ارزش‌های ادبی و تصویری نیز از کیفیت حداکثری برخوردار است، هنر کارگردان تلقی می‌شود.


نکته دیگری که درباره اقتباس باید در نظر بگیریم، مخاطب‌شناسی فیلم‌های اقتباسی کودک و نوجوان است. گاه داستانی داریم که «برای» مخاطب کودک یا نوجوان ما ساخته شده و آنها را جذب محتوای فیلم می‌کند، و گاهی هم داستانی که داریم «درباره» آنها است و لزوما کودکان و نوجوانان را مخاطب قرار نمی‌دهد؛ بلکه مثلا درامی اجتماعی است که به بررسی مسائل آنها در جامعه می‌پردازد. شاید ما فیلم‌های زیاد و بعضاً موفقی داشته باشیم که درباره کودکان و نوجوانان است اما فیلم‌های باکیفیتی که آنها را مخاطب قرار دهد و این قشر از جامعه را به سینما بیاورد انگشت‌شمار است.

در حوزه اقتباس حتما باید به این مسئله توجه داشته باشیم چیزی که قرار است آن را اقتباس کنیم، در کدام دسته قرار می‌گیرد. اگر به دنبال تولید محتوا «برای» کودکان و نوجوانان هستیم، با فضایی کاملا متفاوت سروکار داریم. چرا که اینجا با فاکتورها و مولفه‌هایی سروکار داریم که شاید در سمت و سوی سلیقه مخاطب بزرگسال ولو عام نباشد.

 

 

زندگی‌نامه:
سهیل موفق متولد 1359 در تهران است. او فعالیت در عرصه سینما را از سال ۱۳۷۲ با ایفای نقش‌ در سریال‌های تلویزیونی آغاز کرد. سال ۱۳۸۰ در گروه کارگردانی پرویز شهبازی سر صحنه فیلم «نفس عمیق» حاضر شد و پس از چند تجربه‌اندوزی در زمینه کارگردانی، تله فیلم «مسابقه ازدواج» را کارگردانی کرد.

نخستین تجربه کارگردانی موفق در مدیوم سینما فیلم «شکلاتی» در ژانر کودک و نوجوان در سال 1395 است.  موفق دو سال بعد هم فیلم «پاستاریونی» را روانه پرده‌های سینما کرد.